تبليغاتX
الگوریتم ژنتیک

الگوریتم ژنتیک

وبلاگی برای من

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

خوب درسته خیلی وقته مطلب جدید در رابطه با الگوریتم ژنتیک ننوشتم یکم سربازی وقتمو می گیره انشاالله بزودی یعنی سعی می کنم بعد ششم هفتم فروردین سال جدید مطلب جدید بنویسم

والسلام 

یادم رفت ولی ناانصاف نباشین ها پست های اولم که همش در مورد ژنتیک الگوریتم بود

فعلا بای 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 17:28  توسط محسن سیدکاظمی  | 

به نام خدا

سلام

وای چند وقته ننوشتم البته نمی دونم از تنبلیه یا از چی ولی کلا نمی خواستم مطلب غیر مرتبط با ژنتیک الگوریتم بنویسم ولی خوب حس نوشتن مطلب تخصصی هم نیس خوب نتیجه این می شه که مدت هاست که این وبلاگ اپ نمی شه راستی از همه دوستانی که در این مدت ایمیل زدن ممنون .

از دوستان قدیمی هم ممنون که بعضی هاشون نگران شده بودن خوب این متن و نوشتم بگم من هنوز زنده هستم .

و اما بعد کلی اتفاق جدید که موندم بنویسم یا نه اصلا موندم که تو وبلاگ خاطره بنویسم یا مسایل عمومی یا نه فقط مطالب تخصصی اگر از دوستان کسی نظر خاصی داره بگه

خوب

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 23:9  توسط محسن سیدکاظمی  | 

به نام الله

سلام

یه مقاله فرستاده بودم به کنفرانس هوش مصنوعی تو کمبریج خوب بد بختانه اکسپ خورده حالا موندم باز چی کار کنم نه می تونم برم نه می تونم حمایت مالی فقط برای ریجستر داشته باشم هیچی ....

راستی قرار پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده معروف به زاده (Zadeh) سخنراني كنه

 

The basic ideas underlying soft computing in its current incarnation have links to many earlier influences, among them Prof. Zadeh’s 1965 paper on fuzzy sets; the 1973 paper on the analysis of complex systems and decision processes; and the 1979 report (1981 paper) on possibility theory and soft data analysis

BISC Program is the world-leading center for basic and applied research in soft computing. The principal constituents of soft computing (SC) are fuzzy logic (FL), neural network theory (NN) and probabilistic reasoning (PR), with the latter subsuming belief networks, evolutionary computing including DNA computing, chaos theory and parts of learning theory. Some of the most striking achievements of BISC Program are: fuzzy reasoning (set and logic), new soft computing algorithms making intelligent, semi-unsupervised use of large quantities of complex data, uncertainty analysis, perception-based decision analysis and decision support systems for risk analysis and management, computing with words, computational theory of perception (CTP), and precisiated natural language (PNL). 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 20:58  توسط محسن سیدکاظمی  | 

یاالله

سلام

خیلی وقته از مشهد برگشتم ولی خوب سرم شلوغه نتونستم بنویسم

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 21:32  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

جای همه خالی الان مشهد مقدس هستم .

واقعا این مشهد حس خاصی به آدم میده وعلاوه بر اون حس خاص این سفر مشهد یکسری اتفاقات و مسایل پیش امد که برای من موضوع رو عجیب تر کرد و این روزهای آخر هم واقعا اتفاق ها و مسایل غیر قابل پیش بینی برام افتاد البته در ظاهر شاید بد بود ولی باعث تجربیات بزرگی در زندگی من شد و شناخت خوبی نسبت به خودم پیدا کردم و الان که دارم این مطالب رو تایپ می کنم بعد کلی گشتن یک کافی نت پیدا کردم و دارم برای دل خودم می نویسم . واقعا اومدن به مشهد خوبه ولی رفتن ازش خیلی خیلی خیلی بده من دو روز پیش فکر می کردم حالا یک مدته مشهدم یعنی چند روزه مشهدم برگردم خوب  کلی کار دارم و.....خوب فکر می کردم اینا باعث می شه برگشتن هم جذابیت خاصی داشته باشه ولی بعد این مسایل اصلا حوصله برگشتن ندارم. دارم روی این موضوع که برای مدت طولانی تری تو مشهد بمونم فکر می کنم شاید سربازی رو درست کردم  اومدم مشهد اخه یک ساختمانی این منطقه ای که من توش مشغولم به خدمت تو مشهد داره و چندتا سرباز می فرستده مشهد خوب اکثرا بچه ها دوست ندارن بیان اینجا و اگر یکی داوطلب بشه خوب از خداشونه ولی اگر بیام اینجا خوب خیلی محدود می شم و دیگه نمی تونم به کارهای شخصی برسم ولی عوض ش تند تند می تونم بیام زیارت یعنی فاصله اون ساختمان تا حرم پیاده ۶ دقیقه راهه حالا ببینم خدا چی می خواد . امروز ساعت ۶:۳۰ بلیط قطار داریم برای تبریز یعنی چند ساعت بیشتر وقت ندارم . پس فعلا خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:25  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

هر روز ممکنه همه ما استخون ببنیم مثلا تو غذا یا حتی بلغ خیابان گربه ها کسیه زباله رو پاره می کنن و کلی اشغال می ریزه بیرون تو کوچه خیابون بحث من زباله نیس بحث من استخون هست و زیبایی ها خلقتش یک مدت رو یک پروژه دارم کار می کنم در این رابطه طبیعت با کمترین مصالح بهترین یا بهتر بگیم بهینه ترین ساختار ها رو پید می اره و این مسئله در استخون خیلی زیبا نمایان شده البته رشته من مکانیک هم نیس فقط دنبال این الگوریتم های بهینه هستم تا بتونم شاید یکسری مسایل کنترلی رو بهتر حل کنم و از طرف دیگه سعی می کنم با انجام یکسری کارای کنترلی در شبیه سازی ساختاری استخوان که در مهندسی مکانیک و عمران می تونه خیلی مورد بهره برداری باشه به اهداف ویژه ای برسم ای کاش یکم وقت بیشتری داشتم ای کاش می تونستم با یک تیم درست حسابی که حداقل یک مهندس مکانیک داشته باشه کار کنم البته دادشم عمران می خونه دیگه داره تموم می کنه ولی فعلا وقت نداره برای ارشد می خونه و هزار ای کاش

شاید بعد تموم شدن پروژه بیشتر بنویسم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 19:40  توسط محسن سیدکاظمی  | 

الله

بعضی از دوستان خیلی کم لطفن خوب این همه ان میشن ولی اصلا دریغ از  یک نظر دادن

یکی از دوستان وقتی می خواست  دعا کنه می گفت انشا الله خدا تو رو با ذوالجناح اسب امام حسین محشور بکنه

حالا ما هم  در حق ........

بخصوص در حق ............

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:10  توسط محسن سیدکاظمی  | 

الله

دیروز تمام شد و امروز شد و امروز صبح بود که شد عصر و غروب و دیروز سرد بود و امروز هم سرد است.

روزهای سربازی صبح ظهر شب وحرکت به سوی اتمام البته اولشه تازه ولی می گذره و تموم میشه و باز یک دوره جدید شروع میشه . و باز انتظار برای اتمام آن دوره جدید به امید روز های بعد امروز  فردا به امید پس فردا و پیری و مرگ

یاد روزهای سخت آموزش یزد افتادم هیچ وقت عمیقا آرزوی تمام شدنشو نداشتم چون هر ثانیه که می گذرد من به اتمام نوبت زندگی فکر می کنم حتی تو دندان پزشکی هم آرزوی اتمام اون لحظات برام تلخه

تاریخ

انسان

......

هر چیزی از گذشته واقعا میره رو اعصاب من

واقعا برام سخته که بتونم درک کنم آدمایی بودن که الان نیستن

چند بار مرگ آدما رو از نزدیک دیدم

جنازه

مردم

لا إله إلا الله

غسال خانه بوی عجیب سکوی مرگ....

غسل

کفن

نماز

قبر

خاک

تلقین

يحيى بن عبداللَّه مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى گفت:

"ما على أهل الميّت منكم أن يدرؤا عن ميّتهم لقاء منكر ونكير، قال:قلت: كيف نصنع؟ قال: إذا اُفرد الميّت فليتخلّف )فليستخلف( عنده أولى الناس به فيضع فمه عند رأسه ثمّ ينادي بأعلى صوته: يا فلان ابن فلان أو يا فلانة بنت فلان! هل أنت على العهد الذي فارقتنا عليه من شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له، وأنّ محمّداً عبده ورسوله سيّدالنبيّين، وأنّ عليّاً أمير المؤمنين وسيّد الوصيّين، وإنّ ما جاء به محمّدحقّ، وأنّ الموت حقّ والبعث حقّ )وأنّ الساعة آتية لا ريب فيها( وأنّ اللَّه يبعث من في القبور. قال: فيقول منكر لنكير: انصرف بنا عن هذا فقدلقّن حجّته"(225).

"بر اهل ميّت است كه ملاقات منكر و نكير را از ميّت شان دفع كنندگفتم: چه كار بايد بكنيم؟ فرمود: وقتى كه ميّت تنها ماند پس نزديكترين مردم به ميّت نزد او بماند و دهنش را نزديك سر او ببردوبا صداى بلند بگويد: يا فلان ابن فلان -أو يا فلانة بنت فلان- هل أنت على العهد الذي فارقتنا عليه من شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له وأنّ محمّداً عبده ورسوله سيّد النبيّين وأنّ عليّاً أميرالمؤمنين وسيّد الوصيّين وأنّ ما جاء به محمّد حقّ وأنّ الموت حقّ والبعث حقّ وأنّ الساعة آتية لا ريب فيها وأنّ اللَّه يبعث من في القبور.فرمود: در اين صورت منكر به نكير مى گويد: رهايش كنيم برويم،زيرا حجّتش را به او تلقين كردند."

چند بار از نزدیک دیدم همشو

اولین بار که مراسم نسبتا کاملی دیدم سال اول یا دوم دبیرستان بود حس ویژه ای داره در اون لحظات حس خاصی حاکم میشه نمی ترسی ناراحت نیستی حال غریبی ست

شاید خودتو در روی سکوی غسال خانه می بینی شاید خودتو می بینی که دارن می برن شاید....

شاید بعدا این متنو تکمیل کردم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:45  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله ارحمن الرحیم

سلام

فردا باز پاس بخشم اون یکی پاس بخش هم گفته که نمی آد من تنها با اون همه سرباز نمی دونم چیکار کنم واقعا حسش نیس اونم پنچ شنبه 

امروز هم رفته بودیم سالگرد یک شهید سال گذشته در مبارزه با پ.پ.ک - پژاک به شهادت رسیده بود مراسم باشکوهی بود

از هفته بعد هم احتمالا یکسری برنامه مزخرف برامون بزارن با یکسری استاد در پیت و ما باید تا عصر تو پادگان بمونیم

البته احتمال یک دوره آموزش نظامی هم هست من کلا با آموزش مشکل ندارم هر چقدر هم سخت باشه ولی با وقت تلف کردن چرا ...؟ اگر شایعه آموزش نظامی درست باشه حداقل یک هفته فکر کنم باید به یک منطقه نظامی در بیرون شهر بریم احتمالا خیلی هم سخت باشه تو این سرمای شهر ما

مدتیه که از روال و مسیر قبلی خارج شدم کارام کندتر پیش میره وقت کم می ارم ولی از امروز دارم سعی می کنم وضعیت رو عوض کنم البته فکر هایی بد نمی زاره شایعه ها برنامه هایی که هروز بیشتر میشه و کلا داره سربازی سختر میشه و وقت گیرتر و 

خدا آخر عاقبت همه رو خير بكنه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 20:20  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

یادتونه چند روز پیش گفتم که پاس بخش بودم و اینکه یکی از سربازا چندتا دارو خورده بود و حالش بد بود بردیم بیمارستان پسره سرشو گرفته بود واصلا حرف نمی زد کلی ازش پرسیدم حالت خوبه چت شده آخه همون ساعت پست داشت اون روز هم سرباز اماده نداشتیم من اول احساس می کردم داره بازی در میاره قبلش  هم حال درس حسابی نداشت سر افطار اذونو نگفته شروع کرد به غذا خوردن وای تو سپاه همچین کاری خیلی ضایع اس سربازا همشون قاط زده بودن دعوا شده بود  یاور می گفت اصلا برای چی روزه بگیریم و ....که من و اون یکی پاس بخش به زور قضیه رو حل کردیم وکلی برامون درد سر ساز بود بچه ها یعنی دوستاش می گفتن یه دارو به اسم ترامادول خورده امروز رفته بودم داروخه یک پسر جوانی امد با صدای ضعیفی اسم همون دارو رو گفت این ور اون ور رو هم نگاه می کرد باور نمی کردم به سادگی به ازای پرداخت ۵۰۰ تومن یک برگ ده تایی گرفت رفت اومدم تو اینترنت سرچ کردم ببینم این دارو چیه اخه یه خبر دیدم : داروخانه هایی كه از این پس بدون نسخه اقدام به فروش ترامادول كنند، تعطیل می شوند.
 چرا همچین داروهایی به این ارزونی و با این سادگی ریخته تو بازار و یک دکتر چرا احساس مسئولیت نمی کنه و به سادگی به یک جوان کاملا تابلو همچین دارویی رو می فروشه اونم به خاطر ۵۰۰ تومن .

واقعا اون صحنه ای که من دیدم در پادگان خیلی بد بود خیلی بد  طرف هچی نمی فهمید نمی تونست حتی حرف بزنه و........

خدا آخر عاقبت همه ما رو بخیر کنه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 18:25  توسط محسن سیدکاظمی  | 

خدايا اى كسى كه در برابر احسان به خلق مزد نمى‏خواهى، و اى كسى كه از بخشش پشيمان نمى‏شوى، و اى كسى كه مزد بنده خود را افزون از عمل مى‏بخشى و برابر نمى‏دهى، نعمتت بى‏سابقه استحقاق، و عفوت به آئين تفضل، و عقوبتت عدل، و قضايت خير است اگر عطا كنى عطايت را به منت آلوده نمى‏سازى، و اگر منع كنى منعت از روى ستم نيست. هر كه ترا شكر گزارد جزاى شكر مى‏دهى، و حال آنكه تو خود او را به شكر ملهم ساخته‏اى و هر كه سپاس ترا بجا آورد پاداش مى‏بخشى در صورتى كه تو خود سپاس به او آموخته‏اى، پرده مى‏پوشى بر آنكه اگر مى‏خواستى او را رسوا مى‏ساختى، و بخشش مى‏كنى بر كسى كه اگر مى‏خواستى از او دريغ مى‏داشتى، در حالى كه آن دو از جانب تو سزاوار رسوائى و منعند. ولى تو كارهاى خود را بر پايه تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئين گذشت روان ساخته‏اى، و آنكه را عصيان تو كرده به حلم تلقى نموده‏اى، و آنكه را در باره خود قصد ستم كرده مهلت داده‏اى. تو ايشان را به مداراى خود مهلت مى‏دهى تا مگر باز گردند، و در مؤاخذه ايشان شتاب نمى‏كنى تا مگر توبه كنند تا كسى از ايشان كه بر خلاف رضاى تو مستوجب هلاك شده به مهلكه در نيفتد، و كسى از ايشان كه به سوء استفاده از نعمت تو سزاوار بدبختى شده بدبخت نگردد مگر بعد از آنكه راه هر بهانه بر او بسته شود و حجت از هر حجت بر او تمام گردد.و اين اتمام حجت پر تو كرمى از آفتاب عفو تو است - اى خداى كريم - و ميوه منفعتى از بوستان شفقت تو است - اى خداى حليم - توئى كه براى بندگانت درى بسوى عفو خود گشوده‏اى، و آن را توبه ناميده‏اى و بر آن در راهنمائى از وحى خود قرار داده‏اى تا آن را گم نكنند، پس تو خود كه منزه و جاويد است نامت، فرموده‏اى «بسوى خدا توبه‏اى خالص و پيراسته از نفاق كنيد. تا مگر پروردگارتان گناهانتان را محو كند، و شما را به بهشتى كه نهرها از زير درختان آن روان است در آورد.». بقیه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 6:1  توسط محسن سیدکاظمی  | 

معجزه رياضی قرآن

 هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زير ايمان ميآورد که قران کلام خدا است چه رسد به افرادی که مسلمان هستند

 جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.

در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.

در سالهای اخيرآقای كورش جم ‌نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌ای رسيد بقیه مطالب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 14:11  توسط محسن سیدکاظمی  | 

اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 8:19  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

این روزا خیلی ذهنم آشفته است به برنامه ای که کلی براش زحمت کشیدم وکلی وقت و انرژی و دردسر هم شک کردم شک کردم کارم اصلا درسته یا نه نمی دونم می خوام باز همه چیز رو دباره مرور کنم از اول از روزهای اول از دانشگاه یا شاید دبیرستان  واقعا می خواستم چیکار کنم الان دارم چیکار می کنم شاید تا حدودی به هدفم رسیدم حتی شاید بیشتر از هدفم رسیدم ولی این روزا دارم شک می کنم تا کی می تونم با این وضعیت کنار بیام دارمم عمرمو می دم کار اقتصادی نمی کنم و حتی شاید آیندمو خراب می کنم تا چی بشه تا دوتا مقاله بنویسم رشته من یکی از پول سازترین رشته ها و گرایش های ایرانه برق - قدرت ولی کار خاصی انجام نمی دم و هر روز وضیعیت اقتصادیم بدتر میشه هروز از رشته اصلی دور می افتم و به یک زمینه خاصی که اصلا نمی دونم چه کاربردی در ایران یا جهان سوم داره نزدیک می شم البته اگر کاربرد هم داره من به این زودی ها به اون کاربرد نمی تونم نزدیک بشم فقط یکسری کارهایی تئوریک اونم در حد ضعیف انجام می دم که چی بشه ....آخرش که چی بتونم پذیرش بگیرم آخه بعدش چی واقعا این کارهایی که ما انجام می دیم کجایی این دنیا ارزش داره اگر ارزش داره برای چی ارزش داره می خوان باهاش چیکار کنن نمی دونم تا کی با این وضعیت می تونم کنار بیام اصلا چرا تو ایران من نمی تونم کار خاصی انجام بدم تا حالا حتی تو یک کنفرانس ایرانی هم شرکت نکردم چرا چرا ...؟ چون همش تو دانشگاه تو بیرون همش گفتن اعتبارش کمتره ارزش نداره کی میگه ارزش نداره اصلا کی تعیین می کنه چی ارزش داره چی نه اصلا کی تعیین می کنه علم باید به کدوم سمت حرکت کنه ؟ کی تعیین می کنه کدوم زمینه علمی بروز و جالبه کدوم زمینه نه اگر تاریخ هوش مصنوعی نه همین برق (الکترونیک-مخابرات-کنترل و....) رو نگاه کنید اصلا چیزهای جالبی توش نیس بیشترش جنگ بیشترش برای قدرت طلبی الانش هم همینه 

تو این اشفته بازار دنیا نباید بزاریم سرمون کلاه بره الت دست بشیم واقعا هدفمم چیه خودمم نمی دونم آخر کارو نمی دونم فقط از وقتی یادم می آید دوست داشتم کار علمی بکنم هر چند کوچک ولی برای چی یا حتی تعریف روشنی از کار علمی .........از بس به مونیتور نگاه کردم چشم درد گرفتم الان یک مدت طولانی که از ۲۴ ساعت ۲۵ ساعتشو پشت کامپیوتر هستم شاید برای یک مدت رفتم سراغ یک کار صنعتی و درس حسابی البته اگر بتونم دست از کامپیوتر بردارم و کار گیر بیارم

خدا اخر و عاقبت همون رو بخیر کنه

انشاء الله

 عید بر همه دوستان مبارک

 عیدی ما که آشفتگی ذهنمون بوده حالا نمی دونم شما عیدی چی گرفتین

والسلام

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 7:27  توسط محسن سیدکاظمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

۲۰۰۰ بازدید هم صورت گرفت می خواستم وبلاگ و حذف کنم ولی گفتم شاید نظر تغییر کنه چند روز صبر کنم تا عاقلانه تر تصمیم بگیریم واقعیتش خیلی وقت و انرژی ازم میگیره دیگه دل دماغشو ندارم .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:23  توسط محسن سیدکاظمی  |